تکیده تر شده ای ، من بزرگتر شده ام
تو آب رفته ای و من دو چشم تر شده ام
چه روزگار دغل باز بد معامله ای
جوانی از تو گرفته و من جوان شده ام
بدون دست تو گم می شوم در این آشوب
هنوز گیجم و کودک ، مبین پدر شده ام
تو مانده ای به همان سادگی ، همان خوبی
ولی من آه! من؟ نه ! آدمی دگر شده ام
من آدمی که ، درختی که ، جوی کم آبی
که بی ترانه ، که بی سایه و هدر شده ام
بدان امید که ز کویم گذر نمایی باز
چه روزها که دخیل سر گذر شده ام
سفر چه قدر مرا دور کرده از برِ تو
عجیب نیست اگر دشمن سفر شده ام
غریبگی مکن از حال خود بگو و نرنج
اگر که درد تو را دیر با خبر شده ام
صدای تو همه جا هست من نمی شنوم
مرا به مادری خود ببخش ، کر شده ام...
مادر عزیزم روزت مبارک
کسی که تا به سحر پر تلاش و بیدار است
معلم آزادگی و عشق و ایثار است
کسی که پا بنهاده جای پای حضرت زینب
فرشته ای ست سپید جامه نامش پرستار است
میلاد زینب کبری س و روز پرستار مبارکباد صبا 8/1/91
باز کن پنجره را مَحرم راز آمده است
قاصدک از سفر دور و دراز آمده است
باز کن پنجره را را مرغ غزلخوان بهار
نغمه گر گشته و با عشوه و ناز آمده است
هاتف از غیب کنون مژده ی فروردین داد
سبزه با سنبله ی روح نواز آمده است
نوروز باستانی مبارکبـــــــــــــــــــــــــاد
صبا فروردین 91
السلام علیک یا رسول الله (ص)
السلام علیک یا حبیب الله
السلام علیک یا نبی الله
السلام علیک یا خیر خیرالله
السلام علیک یا رحمت الله فی العالمین

السلام علیکما ایهالائمه المظلوم (ع) مدفون فی بقیع
از راست به چپ به ترتیب: فلش سبز قبر مطهر امام حسن مجتبی ع-امام سجاد ع -امام محمد باقر ع - امام جعفر صادق ع
عکس ها از صبا: آبانماه 1390
میلاد بهانه خلقت پیامبر اکرم (ص) و رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق ع مبارکباد
اطمینان دارم
"چشم های تو دروغ نمی گویند! "
لختی سکوت کن !.....
صدای تیک تاک ساعت ،
پیامی بس
روشن دارد....!
زود باش ! شتاب کن!
به من بگو آنچه را سالها...
در پشت نگاهت ،
پنهان ساخته ای.
درنگ مکن !
پائیز نزدیک است ،
و زمستان هم .
مگذار زمان بگذرد
و "سایبان های چشمانم را ،
غباری از برف بپوشاند"
که دیگر آنگاه ؛
خسته ام ! ،
دیدگانم کم فروغ
گوش هایم سنگین !
و قطار نفس هایم....
در انتظار
"ایستگاه آخر".
بشتاب !
"چشم های تو دروغ نمیگویند"
اطمینان دارم.
صبا 28/10/90
افلاطون گفته "روح" دایره است
و من دایره های روحم را کشف کردم!
پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم
در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم
همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم!
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند
به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند
نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد
و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود
حتی در مفایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی ...
در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول
ممکن است باعث شود راهت را گم کنی
یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را "تو" می کند را از دست بدهی
گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی
به همین دلیل بسیار مهم است
که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند
حتی گاهی بیشتر از آنچه که
خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی
در مواجه با افراد از خودت بپرس
این فرد چه حسی در من ایجاد می کند ...
در کنار او می توانم خودم باشم؟
با او می توانم رو راست باشم؟
می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟
در کنار او احساس راحتی می کنم؟
وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟
و وقتی می رود چه حالی می شوم؟
وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او روراستم؟
آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم؟
فلسفه وجود این 5 دایره، شناخت است، نه پیش داوری
پس با خودت روراست باش
با افرادی که در نظر تو بد خلق اند، مدارا کن
و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد
هر روز زمانی را می گذرانی
باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی
در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری
حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی
ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود
از خودت بپرس
در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟
آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند
با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی ...
ارزشهای مشترک با آنها داری
و با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می بینی
دوستان و همراهانی خارق العاده!
دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند
مربیان ... آموزگاران
و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند
بیرون رفتن و خندیدن ...
چیزی به تو اضافه نمی کنند
ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی
دایره سوم همکاران و اقوامند
و شاید آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا میکنند
و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی
هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی
و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند
افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر
دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!
آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند
افراد این دایره لزوما" با خود واقعی تو مرتبط نیستند
حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی
افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند ...
در کنار آنها نمی توانی راحت باشی
و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی
دایره آخر جای دورترین افراد است
جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند،
کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند
و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی
خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی
اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند
مستقیما" روح و روان تو را هدف قرار دهند
نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی ...
یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند
شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن
چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد
و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی کند!
وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.
انتخاب با توست ...
ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم
و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند!
این یکی از حقایق عجیب زندگی است،
و اگر این را بفهمی،
هیچوقت برای تغییر دیر نیست!
کاوه بیات
شنیده ام که طواف کعبه را رها کردی
و عزم سرزمین کرب و بلا کردی
شنیده ام که در آن وادیِ پر از نیرنگ
تو صادقانه ترین پرده را بپا کردی
شنیده ام که آب را بروی تو بستند
بروی تو که به اسبانشان عطا کردی !
شنیده ام ز یاران هر آنکه گشت شهید
هزار بار تا برش سعی مروه و صفا کردی
شنیده ام آندم که اکبرت بمیدان رفت
ز سوز جان نگاه بر آن قامت رسا کردی
شنیده ام که چو عباس اوفتاد از زین
کنار او رسیدی و لبیکِ یا اخا کردی
شنیده ام امانتِ برادر خود قاسم را
چو جان تا دم آخر به سینه جا کردی
شنیده ام که حرامی گلوی غنچه شکافت
چه عاشقانه خون گلوش بر سما کردی !
شنیده ام که سرت از قفا جدا کردند
ز زیر تیغ تماشای خیمه ها کردی
شنیده ام که زینب (س) قرار از کف داد
و فاطمه (س) به جنان وامحمدا کردی
شنیده ام چو حریم حرم شکست و بسوخت
عقیله همچو علی (ع) خطبه ای بنا کردی
شنیده ام که سرت را به راس نی کردند
"صبا" فدای سرت که به عهدت وفا کردی
شنیده ام هنوز حرامیان داغ نهروان دارند
چه بیخبر!! که به مهدی (عج ) شیعه اقتدا کردی
تقدیم به ساحت مقدس امام عصر (عج)
صبا ۱۳/۹/۹۰شب تاسوعای حسینی (ع)

